محمد مهدى ملايرى
452
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از دولت وظيفه و مقررى دارد نامش در آن ثبت است ، و هيچگونه خللى بر آن راه نمىيابد . پس عمر متوجه اين امر شد و شرح آن را پرسيد ، مرزبان چگونگى آن را شرح داد و همينكه عمر آن را نيك دريافت به تأسيس ديوان پرداخت و براى مسلمانان هريك نوعى وظيفه مقرر داشت « 1 » » از بعضى منابع تاريخى ديگر اطلاعات ديگرى در تفصيل جزييات آنچه ابن طقطقى ذكر كرده به دست مىآيد . در كتاب نهاية الارب اين موضوع با تفصيل بيشترى به اين صورت آمده است : « در زمان خلافت عمر ، ابو هريره پولى با خود از بحرين آورده بود . عمر از او پرسيد چهقدر آوردهاى ؟ ابو هريره گفت پانصد هزار درهم ، عمر كه از اين رقم در شگفت شده بود گفت آيا مىفهمى چه مىگويى ؟ ابو هريره گفت آرى پنج بار صد هزار تا . و پس از سخنهاى ديگرى كه بين آنها رد و بدل شد عمر به منبر برآمد و گفت : ايها الناس مال بسيارى براى ما رسيده اگر مىخواهيد آن را با پيمانه بين شما تقسيم كنم و اگر مىخواهيد با شماره . مردى از آن ميان برخاست و گفت اى امير مؤمنان من ايرانيان را ديدهام كه براى اين كار ديوانى دارند ، تو هم براى ما ديوانى بنياد بگذار « 2 » . از روايت ديگرى در همين كتاب و از گفتهء صولى در ادب الكتاب چنين برمىآيد كه اين مرد كه در روايت نهاية الارب و ابن طقطقى ، عمر را به تأسيس ديوان راهنمايى كرده است همين هرمزان بوده كه در مدينه اقامت داشته است « 3 » . از روايت صولى چنين برمىآيد كه هرمزان در تأسيس ديوان سپاه هم علاوهبر ديوان بيت المال اثر داشته و خليفه را در اين مورد نيز راهنمايى مىكرده ، و شايد هم اين هردو در آغاز يك ديوان بودهاند . صولى روايت مىكند كه وقتى عمر خواست لشكرى به جايى بفرستد ، هرمزان نزد وى بود و به
--> ( 1 ) . تاريخ الدول الاسلامية لابن طباطبا المعروف به ابن الطقطقى ، چاپ بيروت ، 1960 ، ص 83 . راجع به كيفيت تعيين وظيفه و مقررى و مقدار آن رجوع شود به طبرى ج 5 ، ص 2411 به بعد . ( 2 ) . نهاية الارب ، ج 8 ، ص 197 ( چاپ دار الكتب ) . ( 3 ) . ادب الكتاب ، ص 190 . اين روايت را قلقشندى هم در « صبح الاعشى » از قول ابو هلال العسكرى در « الاوايل » ، و الماوردى در « الاحكام السلطانيه » نقل كرده است ( ج 13 ، ص 106 ) .